فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٧٤٩: روشن ز داغ های نهان ساز سینه را

روشــن ز داغ هـای نــهـان ســاز ســیـنـه رااز پـشـت، رو شـناس کن این آبـگینه رایــک دم بـــود گــرفــتــگــی مــاه و آفــتـــابروشـن گهر بـه دل ندهد ج…

روشــن ز داغ هـای نــهـان ســاز ســیـنـه رااز پـشـت، رو شـناس کن این آبـگینه را
یــک دم بـــود گــرفــتــگــی مــاه و آفــتـــابروشـن گهر بـه دل ندهد جـای کـینه را
دارد تــرا هـمـیـشــه مـعــذب فــشــار قــبــراز گـرد کـینـه تـا نـکـنی پـاک سـینـه را
بــی آه سـرد دل بــه مـقـامـی نـمـی رسـدموج خـطر بـود پـر و بـال این سـفینه را
بـا جـسم، روحی من چـو مسیحا کند عروجشـهبـاز مـن بـه جـا نـگـذارد نـشـینه را
دل می کنم به خط خوش ازان زلف مشکبارته جرعه ای بس است خمار شبینه را
از حـرف وصـوت خـرده جـان مـی رود بـه بـاداز بـاد دسـت حـفـظ نـمـا این خـزینـه را
در سـینه بـود مـهر رخـش تـا خـطـش دمـیدآخـر بـه خـط یـار رسـانـدم سـفـیـنـه را
صــائب بـــه آرزوی دل خــود نــمــی رســیتــا پــاک از آرزو نـکـنـی لـوح سـیـنـه را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج