فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٧٣٩: کرم به ابر سبکدست همچو عمان کن

کرم به ابـر سبـکدست همچو عمان کنتـمـام روی زمـین را رهین احـسـان کـنز بــاده چــهـره گـلـرنـگ را فــروزان کــنز قـطـره های عـرق بـزم را چـراغـان کنبـه…

کرم به ابـر سبـکدست همچو عمان کنتـمـام روی زمـین را رهین احـسـان کـن
ز بــاده چــهـره گـلـرنـگ را فــروزان کــنز قـطـره های عـرق بـزم را چـراغـان کن
بـه شکر این که جبـین گشاده ای داریملایمت بـه خس و خار این گلستان کن
بـه آبـروی عـزیزان مـگـر شـوی سـیرابسفال تشنه خود وقف می پرستان کن
هـوای نـفـس چـو گـردیـد زیردسـت تـراز بـاد تـختـگه خویش چـون سلیمان کن
فضای شهر مقام نفس کشیدن نیستچـو گرد بـاد نفس راسـت در بـیابـان کن
مدار فیض خـود از ابـر همچـو بـحـر دریغتـمـام روی زمـین را رهین احـسـان کـن
شـود کلید ز اعـجـاز عـشـق آخـر قـفـلنظـر بـه پـیرهن و چـشـم پـیر کنعان کن
نظر بـه چشمه حیوان سیه مکن صائببــه آبــروی، قـنـاعـت ز آب حــیـوان کـن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج