فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 تیر 1403

شماره ٧٣٩: طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟

طـاقـت کـجــاســت روی عـرقـنـاک دیـده را؟آرام نیسـت کشـتـی طـوفـان رسـیده راشــبــنـم ز بــاغـبــان نـکـشــد مـنـت وصـالمـعــشــوق در کــنـار بــود پـ…

طـاقـت کـجــاســت روی عـرقـنـاک دیـده را؟آرام نیسـت کشـتـی طـوفـان رسـیده را
شــبــنـم ز بــاغـبــان نـکـشــد مـنـت وصـالمـعــشــوق در کــنـار بــود پــاک دیـده را
بـا هیچ بـد گـهـر نـشـود چـرخ سـینـه صـافخون است شیر، کودک پـستان گزیده را
از بــس شــنـیـده ام ســخــن نـاشـنـیـدنـیگـویم شـنـیـده ام سـخـن نـاشـنـیـده را
بـی شور عشق چـاشنیی بـا حـیات نیستتــلـخ اسـت زنـدگـی ثــمـر نـارسـیـده را
یــاد بــهــشــت، حــلــقــه بــیــرون در بـــوددر تــنــگــنــای گــوشــه دل آرمــیــده را
چـون سـگ گـزیـده ای کـه نـیـارد در آب دیـدآیــیــنــه مــی گــزد مــن آدم گــزیــده را
در پــرده مـانـد شـور مـن از سـردی سـپـهـرآب است شیشه جوش می نارسیده را
خـونی که می خـورند بـه از شـیر مادرسـتمــردان از مــحـــبـــت دنــیــا بـــریــده را
شوخی که دارد از دل سنگین به کوه پشتمـی دید کـاش صـائب در خـون تـپـیده را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج