فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٧٣٦: بپوش چشم ز وضع جهان و عشرت کن

بـپـوش چـشـم ز وضـع جـهان و عشـرت کنبــبــنـد در بــه رخ کــایـنـات و وحــدت کــننه ای شـریفتـر از کعـبـه، ای لبـاس پـرسـتبه جامه ای که به سالی رسد قن…

بـپـوش چـشـم ز وضـع جـهان و عشـرت کنبــبــنـد در بــه رخ کــایـنـات و وحــدت کــن
نه ای شـریفتـر از کعـبـه، ای لبـاس پـرسـتبه جامه ای که به سالی رسد قناعت کن
چـه گل در آب بـه تـعـمیر کـعـبـه می گیری؟خــراب گـشـتــه دلـی را بــرو عـمـارت کـن
ز اشــک و چــهـره تــرا داده انـد آب و زمـیـنبــرای تــوشــه فــردای خــود زراعــت کـن
چـو آفـتــاب بــه قـرصـی اگـر رسـد دسـتــتز گـرد خـوان فـلـک، ذره ذره قـسـمـت کـن
دمادم است که طبل رحیل ساز شده استبــه هـر تـپــیـدن دل فـکـر کـار رحـلـت کـن
لـبـاس عـافـیتـی بـه ز خـاکـسـاری نـیسـتبـه این لبـاس سـبـک از جـهان قناعـت کن
چـو سـرو و بـید بـه بـرگ از چـمن مشو قانعمـگـر بـه مـیوه تـوانـی رسـیـد، غـیرت کـن
فـریـب شـهـرت کـاذب مـخـور چـو بـی دردانبــه جـای تـربــت مـجـنـون مـرا زیـارت کـن
نمـک بـه دیده مـن شـورفـکـر ریخـتـه اسـتتـرا که درد سخـن نیست خواب راحـت کن
حــریـف سـنـگ حــادث نـمـی شـوی صـائبدرآ بـه عـالـم بـی حـاصـلـی، فـراغـت کـن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج