فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 تیر 1403

شماره ٧٢٤: ابروی او نرفت ز مد نظر مرا

ابـــروی او نــرفــت ز مــد نــظــر مــرادر زیـر تــیـغ، زنـدگـی آمـد بــســر مـرادارم چـو شـمع گـردنی از موم نرمتـرتـیغ بـرهنـه اسـت نـسـیم سـحـر مـر…

ابـــروی او نــرفــت ز مــد نــظــر مــرادر زیـر تــیـغ، زنـدگـی آمـد بــســر مـرا
دارم چـو شـمع گـردنی از موم نرمتـرتـیغ بـرهنـه اسـت نـسـیم سـحـر مـرا
زخـم زبـان مرا نتـواند گرفتـه ساخـتدل وا شـود چـو آبــلـه از نـیـشـتـر مـرا
بـر رشتـه گسسته عمر سبـک عنانباشد خطر چو سبحه ز صد رهگذر مرا
هر چند بگسلد رگ جان، نگسلم ازوپـیـونـد دیـگـرسـت بـه مـوی کـمـر مـرا
پـیری مرا بـه گوشه عزلت دلیل شـدبـال شکسته شد بـه قفس راهبـر مرا
تـا در کمند رشتـه هسـتـی فتـاده امدل خـوردن است کار چـو عقد گهر مرا
صـائب دو عـالـم از اثـر تـوتـیـای فـقـرافتـاد چـون دو قطـره اشـک از نظـر مرا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج