فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ٧١٥: در کوی عشق ره نبود جبرئیل را

در کــوی عــشــق ره نـبــود جــبــرئیـل راپـی کـرده اسـت تـیزی این ره دلـیل رابــخــت ســیـه گــلـیـم نـدارد غــم گــزنـدحـاجـت بـه نـیل نیسـت رخ رود …

در کــوی عــشــق ره نـبــود جــبــرئیـل راپـی کـرده اسـت تـیزی این ره دلـیل را
بــخــت ســیـه گــلـیـم نـدارد غــم گــزنـدحـاجـت بـه نـیل نیسـت رخ رود نیل را
خــورشــیـد و مـه مـرا نـتــوانـد ز راه بــردهـر شـوخ دیده ای نـفـریـبـد خـلـیل را
دل می دهد به نیم تپش عرض حال خودحـاجـت بـه نـامـه بـر نـبـود جـبـرئیل را
در بـزم اهل دید، نگه تـرجمان بـس استگـل مـی زنـیـم روزنـه قــال و قــیـل را
بـر زور خـود مناز کـه یک مشـت بـال و پـردرهم شکست شوکت اصحاب فیل را
حـیرانی جـمال تـو گردم کـه کـرده اسـتاز حسن سیر چشم، خدای جـمیل را
گـوینـد بـازگـشـت بـخـیلـان بـود بـه خـاکحـاشـا کـه هیچ خـاک پـذیرد بـخـیل را
هر جـا حـدیث اهل سـخـن در مـیان فـتـدصائب بـخوان تـو این غزل بـی بـدیل را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج