فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ٧١٠: حاجت به خون گرم جگر نیست داغ را

حاجـت بـه خون گرم جگر نیست داغ راروغــن ز خــود بــود گـهـر شــبــچــراغ رانشکفته است غنچه پیکان ز خون گرممی چـون کند شکفتـه من بـی دماغ را؟مـرغـی کـه…

حاجـت بـه خون گرم جگر نیست داغ راروغــن ز خــود بــود گـهـر شــبــچــراغ را
نشکفته است غنچه پیکان ز خون گرممی چـون کند شکفتـه من بـی دماغ را؟
مـرغـی کـه نالـه اش نبـود آشـنای دردزهـرسـت همـچـو سـبـزه بـیگـانـه بـاغ را
آزادگان شکسـتـه دل از چـرخ نیسـتـندچون گل شکسته موج شراب این ایاغ را
آســوده از خــزانــم و فــارغ ز نــوبــهـاردر زیـر بــال خــویـش کـنـم سـیـر بــاغ را
بـا بـدسرشت پـرتو نیکان چه می کند؟در بــال زاغ نـیـســت اثــر چــشـم زاغ را
دل را حــیـات از نـفـس آرمـیـده اســتبــیـمــاری نـســیـم دهـد جــان چــراغ را
صائب مدار چـشـم گشـایش ز آسـماندر بــیـضـه راه نـیـســت نـسـیـم فـراغ را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج