فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 26 فروردین 1403

شماره ٦: خسته چشم تو صاحب نظری نیست که نیست

خسته چشم تو صاحب نظری نیست که نیستتـشـنه لعل تـو روشـن گهری نیسـت که نیسـتاین چـه شورست که حـسن تـو بـه عالم افکند؟کـه نمکـدان ملاحـت جـگـری نیسـت کـه…

خسته چشم تو صاحب نظری نیست که نیستتـشـنه لعل تـو روشـن گهری نیسـت که نیسـت
این چـه شورست که حـسن تـو بـه عالم افکند؟کـه نمکـدان ملاحـت جـگـری نیسـت کـه نیسـت
بــخـیـه شـبــنـم و گـل بــر رخ کـار افـتـاده اسـتورنه حـیران تـو صاحـب نظری نیسـت که نیسـت
نـه هـمــیـن ذره دریـن دایـره ســرگــردان اســترقص سودای تو در هیچ سری نیست که نیست
عـالـم از حـسـن گـلـوسـوز تـو شـد بــاغ خـلـیـلدر دل سنگ تـو تـخـم شرری نیسـت که نیسـت
میوه سـرو که گفـتـه اسـت همین آزادی اسـت؟قـامـت سـرکـش او را ثـمری نیسـت کـه نیسـت
نـه هـمــیـن لــالــه و گــل نـعــل در آتــش دارنــدخـار خـار تـو نهان در جـگـری نیسـت کـه نیسـت
فـتـنـه هر دو جـهان زیر سـر خـشـت خـم اسـتدر خـرابـات مغان شور و شری نیسـت که نیست
نـظـر پــسـت تـو شـایـسـتـه جـولـان کـف اسـتورنـه در سـینـه دریا گـهـری نـیسـت کـه نـیسـت
چـون کـنـم نـسـبـت آن لـعـل بـه یاقـوت عـقـیم؟رو سـفـید از نمک او جـگـری نیسـت کـه نیسـت
بــرو ای عـقـل، بــه صـحــرای جــنـون پــا مـگـذارشیشه بـاری تو و اینجا خطری نیست که نیست
زهـر دشــنــام بــود قــســمــت عــاشــق، ورنـهدر نهانخـانه آن لب، شـکـری نیسـت کـه نیسـت
بــعــد ازیـن نـامـه مـگــر بــر پــر عــنـقــا بــنـدیـمورنه بـا نـامـه مـا بـال و پـری نیسـت کـه نیسـت
نـه هـمـیـن دیـده شــبــنـم ز نـظــربــازان اســتمحو خورشید تـو صاحب نظری نیست که نیست
گــر چــه از بــیــخــبــرانــیـم بــه ظــاهــر صــائبدر فـرامـشـکـده مـا خـبـری نـیسـت کـه نـیسـت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج