فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٦٩٩: یک بار بی خبر به شبستان من درآ

یک بـار بـی خبـر بـه شبـستان من درآچون بـوی گل، نهفته بـه این انجمن درآاز دوریت چـو شـام غـریبـان گرفتـه ایماز در گـشـاده روی چـو صـبــح وطـن درآتـا چ…

یک بـار بـی خبـر بـه شبـستان من درآچون بـوی گل، نهفته بـه این انجمن درآ
از دوریت چـو شـام غـریبـان گرفتـه ایماز در گـشـاده روی چـو صـبــح وطـن درآ
تـا چند در لبـاس تـوان کرد عرض حال؟یـک ره بــه خـلـوتـم بـه تـه پـیـرهـن درآ
مـاننـد شـمـع، جـامـه فـانوس شـرم رابــیـرون در گـذار و بــه ایـن انـجـمـن درآ
خونین دلان ز شوق لقای تـو سوختـندخـندان تـر از سـهیل بـه خـاک یمـن درآ
دست و دلم ز دیدنت از کار رفته استبــنـد قـبــا گـشـوده بـه آغـوش مـن درآ
آیینه را ز صـحـبـت طوطی گزیر نیسـتای سنگدل به صائب شیرین سخن درآ

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج