فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٦٩٥: خط تلخ ساخت آن دهن همچو قند را

خط تـلخ ساخت آن دهن همچو قند راایـن مـور بــرد چــاشـنـی نـوشــخــنـد رازنـگــار مـی بــرد بــرش از تــیـغ آبــدارخــط مـی کـنـد رحــیـم نـگـاه کـشـنـ…

خط تـلخ ساخت آن دهن همچو قند راایـن مـور بــرد چــاشـنـی نـوشــخــنـد را
زنـگــار مـی بــرد بــرش از تــیـغ آبــدارخــط مـی کـنـد رحــیـم نـگـاه کـشـنـد را
ریزد ز دیده اش گـهر سـفـتـه بـر زمینهـر کـس کـه دید آن مـژه هـای بـلـنـد را
خونهای خفته، دیده بـیدار فتـنه استجـولان مده بـه خـاک شهیدان سـمند را
خـواهد بـه نـالـه ای دل مـا را نواخـتـنآن کس که ساخت مطرب آتش سپند را
کـام مـحـیـط را نـکـنـد تــلـخ، آب شـورتأثــیـر نـیـســت در دل عـشــاق پــنـد را
دارد زمـیـن سـوخـتـه خـط مـسـلـمـیپـــروای داغ نــیــســـت دل دردمـــنــد را
دریا بـغل گشاده بـه ساحـل نهاد رویدیگر کدام سیل گسستـه است بـند را؟
ظالم بـه ظلم خویش گرفتار می شوداز پـیـچ و تـاب نـیسـت رهـایی کـمـنـد را
آسوده است نفس سلیم از گزند دهربـیم از سـگ شـبـان نـبـود گـوسـفـنـد را
مـردان ز راه درد بـه درمـان رسـیده اندصـــــائب عــــزیــــزدار دل دردمــــنــــد را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج