فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٦٨٥: از دل بپرس نیک و بد هر سرشت را

از دل بــپــرس نـیـک و بــد هـر ســرشــت راآیینه است سنگ محک، خوب و زشت رابــی چــهـره گـشــاده بــه دوزخ بــدل کــنـددربـسـتـه گر دهند بـه عاشق بـهشت…

از دل بــپــرس نـیـک و بــد هـر ســرشــت راآیینه است سنگ محک، خوب و زشت را
بــی چــهـره گـشــاده بــه دوزخ بــدل کــنـددربـسـتـه گر دهند بـه عاشق بـهشت را
مـــمـــنــون نــوبـــهــار نــگـــردنــد اهــل دردایـنـجــا بــه آب دیـده رسـانـنـد کـشـت را
در شــســتــشــوی نـامـه اعـمـال عــاجــزمشستم بـه گریه گر چه خط سرنوشت را
امــیـد مــن بــه خــاک نــهــادی زیـاده شــدتـا جـای داد خم بـه سر خویش خشت را
جـمعی که پـشت بـر خـودی خـود نکرده انددر کـعـبـه مـی کـنـنـد زیـارت کـنـشـت را
صائب دلم سیاه شد از توبه، می کجاست؟تـا شستـشو دهم دل ظلمت سرشت را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج