فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٦٨٢: عاشق سلسله زلف گرهگیرم من

عـاشـق سـلـسـلـه زلـف گـرهگـیرم مـنروزگـاری اسـت کـه دیـوانـه زنـجـیـرم مـننکنم چشم به هر نقش سبکسیر سیاهمـحـو یک نـقـش چـو آیینـه تـصـویـرم مـنمرغ بـ…

عـاشـق سـلـسـلـه زلـف گـرهگـیرم مـنروزگـاری اسـت کـه دیـوانـه زنـجـیـرم مـن
نکنم چشم به هر نقش سبکسیر سیاهمـحـو یک نـقـش چـو آیینـه تـصـویـرم مـن
مرغ بـی پر بـه چه امید قفس را شکند؟ورنـه دلـتــنـگ ازیـن عــالـم دلـگـیـرم مـن
داد آرام در آغــوش هــدف خـــواهــم داددر کــمـانـخــانـه افــلـاک اگــر تــیـرم مـن
نشـود دیده من بـاز چـو بـادام بـه سـنگبـس که از دیدن اوضـاع جـهان سـیرم من
راست گفتاری من رایت اقبـال من استهمچو صبح از نفس صدق، جهانگیرم من
در و دیـوار شـود بــال و پـر وحـشـت مـننیسـت از غـفلت اگر در پـی تـعـمیرم من
هـسـت بـا مـردم دیـوانـه سـر و کـار مـرادل همان طـفـل مزاج اسـت اگر پـیرم من
بـهر آزادی من شـب همه شب می نالدبـس که از بـی گنهی بـار بـه زنجـیرم من
گر چـه صـائب شـود از من گره عـالم بـازعـاجــز قـوت ســر پــنـجــه تــقـدیـرم مـن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج