فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٦٧٣: به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها

بــه خـرج رفـت حــیـاتــم ز هـرزه کـوشـی هـابه خاک ریخت شرابم ز خامجوشی هابـــه ســود داشــتــم امــیــدهــا دریــن بـــازارنماند مایه بـه دستـم ز خود…

بــه خـرج رفـت حــیـاتــم ز هـرزه کـوشـی هـابه خاک ریخت شرابم ز خامجوشی ها
بـــه ســود داشــتــم امــیــدهــا دریــن بـــازارنماند مایه بـه دستـم ز خودفروشی ها
نفـس بـه بـاد فـنا مـشـت خـاک مـن مـی دادنمی رسـید بـه فریاد اگر خـموشـی ها
بـدوز دیـده بـاریک بـین ز عـیـب، کـه نـیـسـتلبـاس عـافیتـی بـه ز عـیب پـوشـی ها
رســیــد نــوبــت پــیــری و خــون دل خــوردنگذشت فصل جـوانی و بـاده نوشی ها
چنان که بال و پر شعله می شود خس و خارغـرور نفـس فـزود از پـلاس پـوشـی ها
مـتـاع یـوسـفـی خـود بــه سـیـم قـلـب دهـمگران نیم بـه عـزیزان ز خـودفروشـی ها
بـه حـرف وصـوت گـشـایـم چـرا دهـن صـائب؟مرا که جنت دربـسته شد خموشی ها

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج