فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٦٦٨: چنان که از نمک افزون شود جراحتها

چـنان که از نمک افزون شـود جـراحـتـهایکی هزار ز پـرسـش شـود مصـیبـت هامـپــوش چــشــم ز نـظـاره غـبــار مـلـالکه پـیش خیز نشاط است گرد کلفت هامده ز جـ…

چـنان که از نمک افزون شـود جـراحـتـهایکی هزار ز پـرسـش شـود مصـیبـت ها
مـپــوش چــشــم ز نـظـاره غـبــار مـلـالکه پـیش خیز نشاط است گرد کلفت ها
مده ز جـهل مرکب بـه نام تـن چو عقیقکه هسـت لازم تـحـصیل نام، ظلمت ها
مـدار چـشـم اقـامـت ز اعـتــبــار جــهـانکه همچـو سایه بـال هماست دولت ها
نمی توان بـه خس و خار کشت آتـش رایکـی هزار شـود عـشـق از نصـیحـت ها
نبـود حـوصـلـه چـشـم شـور، ظـرف مـرابـه خـوردن دل خود ساخـتـم ز نعمت ها
ز اشـک، دیده یک آفـریده رنگـین نیسـتفسرده اسـت درین عهد خـون غیرت ها
نکرده ساده دل خـود ز فکر، گوشه مگیرکه انجـمن شـود از فـکر پـوچ، خـلوت ها
نفس ز دل به لبم می رسد به دشواریز بس گره شده در سینه ام شکایت ها
کسی ز خـاک لحـد شستـه رو بـرون آیدکه شوید از عرق شرم، گرد خـجـلت ها
گران شـدن سـبـکـی را در آسـتـین داردکـه هسـت لـازم ثـقـل ثـقـیل خـفـت ها
جـریده شـو کـه ندارد بـه عـهد ما صـائببـه غیر خـوردن دل دانه دام صـحـبـت ها

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج