فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٦٦١: امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم

امـروز خـوشـم بـا تـو جـان تـو و فـردا هماز تـو شـکـرافـشـانم این جـا هم و آن جـا همدل بـاده تـو خـورده وز خـانـه سـفـر کـردهما بـی دل و دل بـا تـو بـ…

امـروز خـوشـم بـا تـو جـان تـو و فـردا هماز تـو شـکـرافـشـانم این جـا هم و آن جـا هم
دل بـاده تـو خـورده وز خـانـه سـفـر کـردهما بـی دل و دل بـا تـو بـا ما هم و بـی ما هم
ای دل که روانی تو آن سوی که دانی توخـدمـت بــرسـان از مـا آن جـا و مـوصـی هـم
مـا مـنـتــظــر وقـت و دل نـاظــر تــو دایـمدر حــالـت آرامـش در شــورش و غــوغــا هـم
از بـاده و بـاد تـو چـون موج شـده این دلدر مستی و پستی خوش در رفعت و بالا هم
ابــر خـوش لـطـف تــو بــا جـان و روان مـادر خــاک اثــر کــرده در صــخــره و خــارا هــم
بـا تو پس از این عالم بی نقش بـنی آدمخوش خـلوت جـان بـاشد آمیزش جـان ها هم
زان غمزه مست تـو زان جـادو و جـادوخـوخــیـره شـده هـر دیـده نـادان هـم و دانـا هـم
مـن ننگ نمی دارم مـجـنونم و می دانیهـم عـرق جــنـون دارم از مـایـه و سـودا هـم
از آتـش و آب او ای جـسـتـه نشـان بـنگردر آب دو چــشــم مــا در زردی ســیـمــا هـم
در عــالـم آب و گــل در پــرده جــان و دلهم ایمنی از عـشـقت وین فتـنه و غـوغـا هم
زان طـره روحـانـی زان سـلـسـلـه جـانیزنـار تـو بــربــسـتـه هـم مؤمـن و تــرسـا هـم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج