فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٦٥٥: شدیم پیر و نشد تر دو چشم بی نم ما

شدیم پـیر و نشد تر دو چشم بـی نم ماپــلـی اسـت آن طـرف آب، قـامـت خــم مـاز اشک ما جـگر تـشنه ای نشـد سـیرابنـصـیب سـوخـتـه جـانی نگـشـت زمـزم مـااسیر…

شدیم پـیر و نشد تر دو چشم بـی نم ماپــلـی اسـت آن طـرف آب، قـامـت خــم مـا
ز اشک ما جـگر تـشنه ای نشـد سـیرابنـصـیب سـوخـتـه جـانی نگـشـت زمـزم مـا
اسیر نفس و هوا ماند دل، هزار افسوسبــه دســت دیـو بــرآورد زنــگ، خــاتــم مــا
ســری ز روزن خــورشــیـد بــرنــیـاوردیـمبـه رنگ و بـوی جهان محو گشت شبـنم ما
گـشـاده روی تــر از ســیـنـه کـریـمـانـیـماگـر ز خـویش بـه تـنـگـی، درآ بـه عـالـم مـا
نمی تـوان غـم ما را بـه خـوردن آخـر کـردترحم است بر آن کس که می خورد غم ما
مـثـال دیده مورسـت و مـلـک جـم صـائبفـضــای عـالـم امـکـان، نـظـر بــه عـالـم مـا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج