فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ٦٤٥: ز داغ نیست محابا به درد ساخته را

ز داغ نیسـت مـحـابـا بـه درد سـاخـتـه راکه آتـش اسـت گلستـان، زر گداخـتـه راچنان به عهد تو آیین سرکشی شد عامکه در بـغل ندهد سـرو جـای، فاخـتـه راچو گل…

ز داغ نیسـت مـحـابـا بـه درد سـاخـتـه راکه آتـش اسـت گلستـان، زر گداخـتـه را
چنان به عهد تو آیین سرکشی شد عامکه در بـغل ندهد سـرو جـای، فاخـتـه را
چو گل ز چهره رنگین بـه خار غوطه زدیمشـنـاخـتـیـم کـنـون قـدر رنـگ بـاخـتـه را
ز شـرم خـنـجــر مـژگـان بــر کـشـیـده اوبـه خـاک کـرد نـهـان مـهر، تـیغ آخـتـه را
بـه یک دو هفـتـه مه چـارده هلالی شـددوام نیست ازین بیش حسن ساخته را
شکسـتـه حـالی ما شد حـصار ما صائبکـه از خـزان نـبـود بـیـم، رنـگ بـاخـتـه را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج