فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 4 خرداد 1403

شماره ٦٤٤: گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم

گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتمتـو قـصـه خـود می گو من قصـه خـود گفـتـمبــس کـردم از دسـتــان زیـرا مـثـل مـسـتـاناز خواب به هر سویی می جنبم و می …

گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتمتـو قـصـه خـود می گو من قصـه خـود گفـتـم
بــس کـردم از دسـتــان زیـرا مـثـل مـسـتـاناز خواب به هر سویی می جنبم و می افتم
مـن تــشـنـه آن یـارم گـر خـفـتــه و بــیـدارمبـا نـقـش خـیال او هـمـراهـم و هـم جـفـتـم
چــون صــورت آیـیــنــه مــن تــابــع آن رویــمزان رو صــفــت او را بــنـمـودم و بــنـهـفـتــم
آن دم کـه بــخـنـدیـد او مـن نـیـز بــخـنـدیـدموان دم کـه بـرآشـفـت او من نیز بـرآشـفـتـم
بـاقـیش بـگو تـو هم زیرا کـه ز بـحـر تـوسـتدرهـای مـعـانـی کـه در رشـتـه دم سـفـتـم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج