فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٦٤٤: بس است تیغ تغافل من بلاجو را

بــس اسـت تـیـغ تــغـافـل مـن بــلـاجـو رامـکـن بـه خـون مـن آلـوده تـیغ ابـرو راکـجــاسـت جــاذبــه طـالـع سـلـیـمـانـی؟کـه آورد بــه ســرای مـن آن پ…

بــس اسـت تـیـغ تــغـافـل مـن بــلـاجـو رامـکـن بـه خـون مـن آلـوده تـیغ ابـرو را
کـجــاسـت جــاذبــه طـالـع سـلـیـمـانـی؟کـه آورد بــه ســرای مـن آن پــریـرو را
چو داغ لاله به خون کعبه غوطه زد آن روزکه غـمزه تـو کـمر بـسـت تـیغ ابـرو را
کناره کردن مجنون ز خلق، تـعلیمی استکـه مـی تـوان بـه نگـه رام کـرد آهو را
کسی سرآمد گلزار غنچـه خسبـان استکه بـشـکند سـرش از بـار درد، زانو را
نهال قامت چـابـک سوار من تـیری اسـتکه هست خـانه زین، خانه کمان او را
ملایمت سـپـر و جـوشـن ضـعـیفان اسـتز زخـم تـیغ خـطر نیسـت خـامه مو را
اگر نه رتـبـه نظم اسـت، از چـه رو صـائبمقام بر سر چشم است بیت ابرو را؟

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج