فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 خرداد 1403

شماره ٦٣٧: ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم

ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابمتـا غـرقه شـده سـت از تـو در خـون جـگر خـوابـماز کان شکر جـسـتـن اندر شـب آبـسـتـنبــگـداخــت در انـدیـشـه مـانـنـد…

ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابمتـا غـرقه شـده سـت از تـو در خـون جـگر خـوابـم
از کان شکر جـسـتـن اندر شـب آبـسـتـنبــگـداخــت در انـدیـشـه مـانـنـد شــکـر خــوابــم
بـی لطـف وصـال او گـشـتـم چـو هلـال اوتــا شــب نــبـــرد هــرگــز در دور قــمــر خــوابــم
چون شب بشود تاری بـا این همه بیداریبـا عـشـق همی گویم کای عـشـق بـبـر خـوابـم
چـون خـواب مـرا بـینـد بـگـریزد و بـنشـینداز مــن بـــرود آیــد در شـــخـــص دگــر خـــوابـــم
یـاران کــه چــه یـاریـدم تــنـهـا مـگـذاریـدمچون عشق ملک برده ست از چشم بشر خوابم
بـنشـین اگری عاشـق تـا صبـحـدم صادقبــا مـن کـه نـمـی آیـد تـا صـبـح و سـحـر خـوابـم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج