فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 6 تیر 1403

شماره ٦٣٣: بهار شد که ببندند در گلستان را

بـهـار شـد کـه بــبــنـدنـد در گـلـسـتـان راشـکـوفـه پـنـبـه شـود گـوش بـاغـبـانـان راهـزار بـار فـزون شـمـع آسـیا کـرده اسـتغــبـــار خـــاطــر مــن …

بـهـار شـد کـه بــبــنـدنـد در گـلـسـتـان راشـکـوفـه پـنـبـه شـود گـوش بـاغـبـانـان را
هـزار بـار فـزون شـمـع آسـیا کـرده اسـتغــبـــار خـــاطــر مــن آفــتـــاب تـــابـــان را
حـبـاب نیست، که از شرم لعل سیرابـشعرق بـه جبهه نشسته است آب حیوان را
ز مــاهــتـــاب بـــنــاگــوش یــار مــی آیــدکـه شـیر مـسـت کـنـد ریگ این بـیـابـان را
صـدف بـه کد یمین رزق خـویش می گیردعـبـث بـه جـود سـتـایش کـننـد نیسـان را
چه ساده ام که به دست تهی طمع دارمکـه پـر ز بــوسـه کـنـم چـاه آن زنـخـدان را
ز جـرم عـشـق نهان داشـتـن پـشـیمـانـمنـمـک چــشـیـده و دزدیـده ام نـمـکـدان را
بـهشت سـرمه ازین خـاک می بـرد صائببه مصر و شام چه نسبت بود صفاهان را؟

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج