فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 اسفند 1402

شماره ٦٢٢: ز خود برآمده ام، با سفر چه کار مرا؟

ز خـود بـرآمده ام، بـا سـفـر چـه کـار مرا؟بـریده ام ز جـهان، بـا ثـمر چـه کـار مرا؟درین جهان بـه مرادی کز آن جهان طلبـندرسـیده ام، بـه جـهان دگر چـه ک…

ز خـود بـرآمده ام، بـا سـفـر چـه کـار مرا؟بـریده ام ز جـهان، بـا ثـمر چـه کـار مرا؟
درین جهان بـه مرادی کز آن جهان طلبـندرسـیده ام، بـه جـهان دگر چـه کـار مرا؟
چو خاک شد شکرستـان بـه مور قانع منبـه تنگ گیری شهد و شکر چه کار مرا؟
بـود ز گریه خـود فتـح بـاب من چـون تـاکبـه ابـرهای پـریشان سـفر چـه کار مرا؟
خوشم چو غنچه پیکان به کار بسته خودبـه انتـظـار نسـیم سـحـر چـه کـار مـرا؟
چـو هسـت بـاده بـی دردسـر مر از خـونبـه جـام بــاده پـر دردسـر چـه کـار مـرا؟
کــمــال آیـنــه ســاده اســت حــیــرانــیبـه حـرف بـی اثـر و بـا اثـر چـه کـار مرا؟
چـنین کـه سـنگ ملامت گـرفـت اطـرافـمدگر چو کبـک بـه کوه و کمر چه کار مرا؟
عـلـاج رخـنه مـلـک اسـت کـار پـادشـهانبـه رخـنه دل و چـاک جـگر چـه کـار مرا؟
بـس است عرفی، همداستان من صائببه نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا؟

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج