فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 2 اسفند 1402

شماره ٦٠٩: چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا

چـو تـار چـنـگ، فـلـک چـون نمـی نواخـت مـرابـه حـیرتـم کـه چـرا این قـدر گـداخـت مرااگـر چـه سـوز مـحـبــت ز مـن اثــر نـگـذاشـتبـه بـوی سوختگی می توا…

چـو تـار چـنـگ، فـلـک چـون نمـی نواخـت مـرابـه حـیرتـم کـه چـرا این قـدر گـداخـت مرا
اگـر چـه سـوز مـحـبــت ز مـن اثــر نـگـذاشـتبـه بـوی سوختگی می توان شناخت مرا
چــرا بــه آتــش هـجــران حــوالـه بــایـد کــرد؟چو می توان بـه نگاهی کبـاب ساخت مرا
اگـر چـه نقـش حـریفـان شـش و زمن یک بـودرهین طـالع خـویشـم که کـم نبـاخـت مرا
کـبــاب داغ جــنـونـم، کـه ایـن ســتــاره شـوخز آفـتــاب قـیـامـت خـجــل نـسـاخـت مـرا
دریـن ســتــمـکـده آن شـمـع تــیـره روزم مـنکـه انـتـظـار نـسـیـم سـحـر گـداخـت مـرا
شکست هر که مرا، در شکست خود کوشیدز خـویش گـرد بـرآورد هـر کـه تـاخـت مـرا
چـو مـاه مـصـر عـزیـز جــهـان نـمـی گـشـتــماگـر تــپــانـچـه اخـوان نـمـی نـواخـت مـرا
کــنــم چــگــونـه ادا شــکــر بــی وجــودی را؟که از شکنجه هستی خلاص ساخت مرا
مـرا چـو رشـتـه بـه مکـتـوب می تـوان پـیچـیدز بـس کـه دوری آن سـنگدل گداخـت مرا
نه یار و دوسـت شـناسـم نه خـویش را صائبکـه آشــنـایـی او کــرد نـاشــنـاخــت مـرا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج