فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 تیر 1403

شماره ٦٠٥: گذاشتیم به اغیار زلف پر خم را

گــذاشــتــیــم بــه اغــیــار زلــف پــر خــم رابــه دسـت دیـو سـپــردیـم خـاتــم جــم راحریم سینه عاشق عجب شبستانی استکه یک هواست در او شمع سور و ما…

گــذاشــتــیــم بــه اغــیــار زلــف پــر خــم رابــه دسـت دیـو سـپــردیـم خـاتــم جــم را
حریم سینه عاشق عجب شبستانی استکه یک هواست در او شمع سور و ماتم را
مکن بـه عشق سخـن نقل ای خـرد بـرخـیزکـه بـه ز نقـل مکـان نیسـت نقـل، ملزم را
اگــر تــپــیـدن دل تــرجــمـان نـمـی گــردیـدکه می شناخت درین تـیره خاکدان غم را؟
زمانه ای است که بـا صد گره گشا خورشیدگــره ز دل نــتــوانــد گــشــود شــبــنـم را
چـه حـاجـت اسـت مسـیحـا بـه گفتـگو آید؟حجـاب، شاهد عصمت بـس است مریم را
بـــه روی زنــده دلــی آفــتــاب خــنــده زنــدکـه همـچـو صـبـح تـواند شـمـرده زد دم را
مــحــرران ســخــن، شــاه بــیـت ابــرویـنــدز روی نـســخــه تــشــریـح، روی عـالـم را
نمـانـد فـیض درین خـشـک طـینـتـان صـائبمــگــر بــه آب رســانـیـم خــاک حــاتــم را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج