فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٦٠٠: ز دل مجموعه ای هر روز املا می توان کردن

ز دل مجـموعـه ای هر روز املا می تـوان کردنازین یک قطره خون صد نامه انشا می تـوان کردناگــر روی دلـی از کــارفــرمـا در مـیـان بــاشــدبـه نـاخـن سـنگ …

ز دل مجـموعـه ای هر روز املا می تـوان کردنازین یک قطره خون صد نامه انشا می تـوان کردن
اگــر روی دلـی از کــارفــرمـا در مـیـان بــاشــدبـه نـاخـن سـنگ را آیینه سـیمـا مـی تـوان کـردن
نـگـردد لـنـگـر تــمـکـیـن حــریـف نـالـه عـاشـقبـه هویی بـیستـون را دشت پـیما می تـوان کردن
گـریـزد لـشــکــر خــواب گـران از قــطــره آبــیبـه یک پـیمانه از سـر عـقـل را وا می تـوان کـردن
نـگـیری گـر بـه مـرهـم رخـنـه غـمـخـانـه دل راازیـن روزن دو عـالـم را تــمـاشـا مـی تــوان کـردن
اگـر دریـوزه هـمـت کــنـی از شــوق بــی پــرواسـفـر در آب و آتـش بـی مـحـابـا مـی تـوان کـردن
خــط پــاکــی ز ســیـلــاب فــنـا دارد وجــود مـاچه از ما می توان بردن، چه با ما می توان کردن؟
اگر بـر دل گـذاری همچـو کـشـتـی بـار مردم رابـه آسـانـی سـفـر بــر روی دریـا مـی تـوان کـردن
اگـر چـه مـزد کـار خـود نـمـی دانم دو عـالـم رابـه انصـافـی مرا از خـود تـسـلـی می تـوان کـردن
در آن وادی که من طرح شکار افکنده ام صائببـه دام عـنـکـبـوتـان صـید عـنـقـا مـی تـوان کـردن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج