فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 مرداد 1403

شماره ٥

ایا سلطان لشکرکش بـشاهی چـون علم سرکشکه هرگز دوسـت بـا دشـمن ندیده کـارزار تـوملـک شـمـشـیرزن بـاید، چـو تـو تـن می زنی نایدز تـیغـی بـر میان بـسـتـن …

ایا سلطان لشکرکش بـشاهی چـون علم سرکشکه هرگز دوسـت بـا دشـمن ندیده کـارزار تـو
ملـک شـمـشـیرزن بـاید، چـو تـو تـن می زنی نایدز تـیغـی بـر میان بـسـتـن مـرادی در کـنار تـو
نه دشمن را بـریده سر چو خوشه تیغ چون داستنه خصمی را چو خرمن کوفت گرز گاوسار تـو
عــیـالـان رعـیـت را بــحــســبــت کـدخــدایـی کـنچـو کدبـانوی دنیا شد بـرغبـت خـواسـتـار تـو
مـروت کـن، یـتـیـمـی را بــچـشـم مـردمـی بــنـگـرکـه مـرواریـد اشــک اوســت در گـوشـوار تــو
خری شد پـیشکار تـو که دروی نیست یک جو دیندل خـلـقـی ازو تــنـگـسـت انـدر روز بــار تــو
چـو آتــش بــرفـروزی تـو بــمـردم سـوخـتـن هـردمازان کان خـس نهد خـاشاک دایم بـر شرارتـو
چـو تـو بــی رای و بـی تـدبـیـر او را پـیـروی کـردیتو در دوزخ شوی پیشین و از پـس پیشکار تو
بباطل چون تو مشغولی ز حق و خلق بی خشیتنـه خـوفـی در درون تـو نـه امـنـی در دیار تـو
نـه تـرسـی نـفـس ظـالـم را ز بــیـم گـوشـمـال تـونه بـیمی اهل بـاطـل را ز عـدل حـق گزار تـو
بـشـادی می کـنی جـولان درین میدان، نمی دانمدر آن زندان غم خواران که باشد غمگسار تو
بـــپـــای کــژروت روزی درآیــی نــاگــهــان در ســروگـر سـم بـر فـلـک سـاید سـمـنـد راهوار تـو

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج