فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 تیر 1403

شماره ٥: نگارم گر به چین با طره پرچین شود پیدا

نـگـارم گـر بـه چـین بـا طـره پـرچـین شـود پـیـداز چــیـن طـره او فـتــنـه هـا در چـیـن شـود پــیـداکی از بـرج فلک ماهی بـدین خـوبـی شود طالعکی از صحن…

نـگـارم گـر بـه چـین بـا طـره پـرچـین شـود پـیـداز چــیـن طـره او فـتــنـه هـا در چـیـن شـود پــیـدا
کی از بـرج فلک ماهی بـدین خـوبـی شود طالعکی از صحن چمن سروی بـدین تمکین شود پیدا
هـر آن دل را کـه بــا زلـف دل آویـزش بـود الـفـتکجـا طاقت شـود ممکن کجـا تـسـکین شود پـیدا
صبـا کاش آن مسلسل سنبل مشکین بیفشاندکه از هر حلقه اش چندین دل مسکین شود پیدا
شـکـار خـویشـتـن سـازد همـه شـیران عـالـم راگر از صحـرای چـین آن آهوی مشـکین شود پـیدا
کجـا فرهاد خـواهد زنده شـد از شورش محـشـرمگر شیرین بـه خـاکش بـا لب شیرین شـود پـیدا
مـن از خـاک درش صـبـح قـیامـت دم نخـواهم زدکه تـرسـم رخـنه ها در قصر حـورالعین شود پـیدا
نشاید توبـه کرد از می پـرستی خاصه در بـزمیکـه تـرک سـاده بـا جـام مـی رنـگـین شـود پـیـدا
نخواهد در صف محـشر شهیدی خون بـهایش رااگـر از آسـتـیـن آن سـاعـد سـیـمـین شـود پـیـدا
دلـم در ســیـنـه مـی لــرزد ز چــیـن زلـف او آریکـبـوتـر مـی طـپـد هر جـا پـر شـاهین شـود پـیدا
بــه غـیـر از روی او زیـر عـرق هـرگـز نـدیـدسـتـمکـه خـورشـید از مـیان خـوشـه پـروین شـود پـیدا
چـنـان گـفـتـم غـزل در خـوبـی رعـنـا غـزال خـودکه گر بـر سنگ بـسرایم از آن تحسین شود پـیدا
سـزد گر در بـپـاشـد لعـل او هر گه که در گیتـیز صـلب ناصـرالدین شـه، معـین الدین شـود پـیدا
بلند اختر شهنشاهی که بهر جشن او هر شبمـهـی از پـرده گـردون بــه صـد آیـیـن شـود پـیـدا
فـروغــی از دعــای پــادشــه فـارغ نـبــایـد شــددعـا کـن کـز لـب روح الـامـیـن آمـیـن شـود پــیـدا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج