فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٥٩: چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد

چـندان حـلاوت و مزه و مسـتـی و گـشـاددر چشم های مست تو نقاش چون نهادچـشـم تـو بـرگـشـاید هر دم هزار چـشـمزیـرا مــســیــح وار خــدا قــدرتــش بــدادوا…

چـندان حـلاوت و مزه و مسـتـی و گـشـاددر چشم های مست تو نقاش چون نهاد
چـشـم تـو بـرگـشـاید هر دم هزار چـشـمزیـرا مــســیــح وار خــدا قــدرتــش بــداد
وان جمله چشم ها شده حیران چشم اوکان چـشمشـان بـصارت نو از چـه راه داد
گفـتـم بـه آسـمان کـه چـنین ماه دیده ایسوگند خـورد و گفت مرا نیسـت هیچ یاد
اکـنون بـبـند دو لـب و آن چـشـم بـرگـشـادیگـر سـخـن مـگـوی اگـر هـسـت اتـحـاد

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج