فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 28 تیر 1403

شماره ٥٩٨: مکن ز ساده دلی خرج چشم بد خود را

مکن ز ساده دلی خـرج چـشم بـد خـود رانــگــاه دار چـــو آیــیــنــه در نــمــد خـــود رانمی تـوان نفـس از دار و گیر عـقل کشـیدبــه زور مــی بـــرهــانـ…

مکن ز ساده دلی خـرج چـشم بـد خـود رانــگــاه دار چـــو آیــیــنــه در نــمــد خـــود را
نمی تـوان نفـس از دار و گیر عـقل کشـیدبــه زور مــی بـــرهــانــیــد از خــرد خــود را
کسی که بـر سخن اهل حق نهد انگشتبـرهـنـه بـر دم شـمـشـیـر مـی زنـد خـود را
مـقـام زنـده دلـان نـیسـت خـاکـدان جـهانبــه زنــدگــی مــگــذاریـد در لــحــد خــود را
ز حـمـل بــار امـانـت بــه تــنـگ مـی آیـیـدبــه مـردمـان مـنـمـایـیـد مـعــتــمـد خــود را
ز قـیـد نـفــس، تــرا عــقــل مـی کـنـد آزادکـه مـاه مـصـر بـه تـدبـیـر مـی خـرد خـود را
کـجـا ز بـوتـه دوزخ خـلـاص خـواهـد یافـت؟کسی که پـاک نکرده است از حسد خود را
مشـو ز گرد کسـادی غمین که از سـاحـلرســانـد مـوج بــه دریـا ز دســت رد خــود را
مکن شتاب که جان می بـرد به صبـر برونشـناوری کـه بـه سـیلـاب مـی دهد خـود را
اگر چه عشق مجازی بـود نمکچش عشقنمکچشی است که بر دیگ می زند خود را
ز حرف نیک و بد خلق هر که شد خاموشخـلاص می کـند از طـعـن نیک و بـد خـود را
حـسـد بـه اهل حـسـد کار می کند صائبچـنان کـه آتـش سـوزنده می خـورد خـود را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج