فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٥٨٥: یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم

یـار شــدم یـار شـدم بــا غـم تــو یـار شـدمتـا کـه رسـیدم بـر تـو از همـه بـیزار شـدمگـفـت مرا چـرخ فـلـک عـاجـزم از گـردش تـوگفـتـم این نقـطـه مرا ک…

یـار شــدم یـار شـدم بــا غـم تــو یـار شـدمتـا کـه رسـیدم بـر تـو از همـه بـیزار شـدم
گـفـت مرا چـرخ فـلـک عـاجـزم از گـردش تـوگفـتـم این نقـطـه مرا کرد که پـرگار شـدم
غلغله ای می شـنوم روز و شـب از قبـه دلاز روش قـــبـــه دل گـــنــبـــد دوار شـــدم
تـا که فـتـادم چـو صـدا ناگه در چـنگ غـمتاز هوس زخـمـه تـو کـم ز یکـی تـار شـدم
دزدد غـم گـردن خـود از حــذر سـیـلـی مـنزانک من از بـیشـه جـان حـیدر کرار شـدم
تـا کـه بـدیدم قـدحـش سـرده اوبـاش مـنـمتا که بدیدم کلهش بی دل و دستار شدم
تــا کـه قـلـنـدردل مـن داد مـی مـذهـل مـنرقص کنان دلق کشان جـانب خـمار شدم
گـفـت مـرا خـواجـه فـرج صـبـر رهاند ز حـرجهیچ مگو کز فرج اسـت اینک گرفتـار شدم
چـرخ بـگردید بـسـی تـا که چـنین چـرخ زدمیار بـنالید بـسـی تـا که در این غـار شـدم
نیم شـبـی همـره مـه روی نهادم سـوی رهدر هـوس خـوبــی او جـانـب گـلـزار شـدم
گاه چو سوسن پی گل شاعر و مداح شدمگاه چو بـلبـل بـه سحر سخره تکرار شدم
زوبـع اندیشه شدم صدفن و صدپیشه شدمکـار تـو را دیـد دلـم عـاقـبـت از کـار شـدم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج