فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٥٧٥: عشق ما را ظرف دنیا برنتابد بیش ازین

عـشـق مـا را ظـرف دنـیـا بـرنـتـابــد بـیـش ازیـندرد ما را کوه و صحرا بـرنتابـد بـیش ازینمابـه جای توشه دل بـرداشتیم از هر چه هستبـار سنگین راه عقبی ب…

عـشـق مـا را ظـرف دنـیـا بـرنـتـابــد بـیـش ازیـندرد ما را کوه و صحرا بـرنتابـد بـیش ازین
مابـه جای توشه دل بـرداشتیم از هر چه هستبـار سنگین راه عقبی برنتابـد بیش ازین
بـر سـر شـوریـده مـغـزان گـل گـرانـی مـی کـنـدفرق مجنون داغ سودا برنتابد بیش ازین
یـک جـهـان دیوانـه را نـتـوان بـه مـویی بـنـد کـردزلف جـانان بـار دلها بـرنتـابـد بـیش ازین
دردســر را، هـم بــه دردســر مـداوا مـی کـنـیـمبـار صندل جـبـهه ما بـرنتـابـد بـیش ازین
صـفـحــه آیـیـنـه از مـشـق نـفـس گـردد ســیـاهآن رخ نازک تـمـاشـا بـرنتـابـد بـیش ازین
نـیش ابـرام از لـب خـامـوش سـایل مـی خـوریمغـیرت همت تـقاضـا بـرنتـابـد بـیش ازین
چـرخ مینایی ز جـوش فـکـر ما در هم شـکسـتبـاده پـر زور، مـیـنـا بـرنـتـابـد بـیـش ازین
شـهوت جـانـسـوز را پـیش از اجـل در خـاک کـنکشتـن آتـش مدارا بـر نتـابـد بـیش ازین
حـسـن معذورسـت اگر در پـرده جـولان می کندشوخـی عرض تـمنا بـرنتـابـد بـیش ازین
صبح پیری خنده زد صائب سیه کاری بس استتـیرگی جـان مصـفـا بـرنتـابـد بـیش ازین

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج