فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٥٧٥: به مجلسی که کشی از نقاب بند آنجا

بـه مجلسی که کشی از نقاب بـند آنجـاستـاره سوختـه ای نیست جـز سپـند آنجـااسـیر بـوالـعـجـبـی های وادی عـشـقـمکــه صــیـد دام نــهـد در ره کــمــنــد آن…

بـه مجلسی که کشی از نقاب بـند آنجـاستـاره سوختـه ای نیست جـز سپـند آنجـا
اسـیر بـوالـعـجـبـی های وادی عـشـقـمکــه صــیـد دام نــهـد در ره کــمــنــد آنــجــا
به کشوری که شکر خنده ات گشاید باردگــر ســفــیـد نـگـردد ز شــرم قــنـد آنـجــا
(بـه خـنده لب مگشا پـیش قهرمان فلککه خون خورد ز شفق صبح هرزه خند آنجا)
هـلـاک چـاشـنـی کـنـج آن لـبــم صـائبکه مانده همچو مگس شهد پـای بـند آنجا)

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج