فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 خرداد 1403

شماره ٥٦٩: خال را در زیر زلف آن پری پیکر ببین

خــال را در زیـر زلــف آن پــری پــیـکــر بــبــیـنگــر نـدیـدی دانـه از دام گــیـراتــر بــبــیـنمی گدازد نور را در چـشـم حـسـن بـی نقـاببـاده گلرنگ …

خــال را در زیـر زلــف آن پــری پــیـکــر بــبــیـنگــر نـدیـدی دانـه از دام گــیـراتــر بــبــیـن
می گدازد نور را در چـشـم حـسـن بـی نقـاببـاده گلرنگ را در شـیشـه و سـاغر بـبـین
دور از انصاف است پـیچـیدن سر از سودای ماعذر خواه دست خالی چهره چون زر ببین
از گـریـبــان تــجــرد چـون مـسـیـحـا سـر بــرآربـیضـه خـورشـیـد را در زیر بـال و پـر بـبـین
گـر ندیدی در ضـمیر نقـطـه صـد دفـتـر سـخـندر دهان تنگ او صد بـوسه را مضمر بـبـین
گـر نـدیـدی بــر لـب کـوثـر هـجـوم تــشـنـگـاندر غبـار خط نهان آن لعل جـان پـرور بـبـین
بـرنـیـاورده اسـت دسـت از آسـتـین تـا روزگـارزیر پـای خـود یکـی ای نـخـل بـارآور بـبـین
چشم بگشا در محیط عشق و از موج و حبابصد میان بـی کمر بـا افسر بـی سر بـبین
درد دل را دیـدن رســمــی زیـادت مــی کــنــدعیسـی من دردمندان را ازین بـهتـر بـبـین
جسم زندان است بـر جـان هر قدر صافی بـوداضـطـراب آب را در سـیـنـه گـوهـر بــبــیـن
نـیسـت صـائب بـی غـبـار تـیـرگـی پـای چـراغلـالـه رویـان چــمـن را از بــرون در بــبــیـن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج