فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٥٥: صبح شد مطرب، قدح راپرکن از می زود باش

صـبـح شـد مطرب، قدح راپـرکن از می زود بـاشازدم جـان بـخـش جـان کـن درتـن نـی زود بــاشمــی پــرد گــوش اجــابــت در هــوای نــالــه اتهایهایی سـر کـن …

صـبـح شـد مطرب، قدح راپـرکن از می زود بـاشازدم جـان بـخـش جـان کـن درتـن نـی زود بــاش
مــی پــرد گــوش اجــابــت در هــوای نــالــه اتهایهایی سـر کـن ای بـیدرد، هی هی زود بـاش
این که می ازخم بـه مینا می کنی، در جـام کناین دو منزل را یکی کن ای سبـک پـی زود بـاش
فـــیـــض از آیــیــنـــه تـــاریــک روگـــردان شـــودصـیقـلـی کـن سـینـه رااز سـاغـر مـی زود بـاش
نــالــه نــی کــشــتــی مــی را بــود بـــاد مــراددور ســـاغــر درگــره افــتـــاد ای نــی زود بـــاش
تا به خود جنبیده ای از دست فرصت رفته استجـام را پـر، شـیشـه راخـالی کن ازمی زود بـاش
بـارغـم درسـینه مجـنون نفس نگذاشـتـه اسـتگربـه صـحـرا می روی ای ناقـه از حـی زود بـاش
تـا نـدزدیـده اسـت مـطـرب دسـت رادر آسـتـیـنگـر بـسـاط زنـدگـانـی مـی کـنی طـی زود بـاش
ایـن جـواب آن غـزل صـائب کـه مـی گـویـد و دودساقیا مصر قدح خالی است، هی هی زود باش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج