فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٥٤١: عاشق اینجا از برای دیدن یار آمدست

عــاشــق ایـنــجــا از بــرای دیـدن یـار آمــدســتبــلـبــل شـوریـده بـهـر گـل بــگـلـزار آمـدسـتایـن جــهـان بــازار کـار عـشـق جــانـانـسـت، ازوآن ب…

عــاشــق ایـنــجــا از بــرای دیـدن یـار آمــدســتبــلـبــل شـوریـده بـهـر گـل بــگـلـزار آمـدسـت
ایـن جــهـان بــازار کـار عـشـق جــانـانـسـت، ازوآن بــرد مـقـصــود کـو بــا زر بــبــازار آمـدســت
عـاشـقـم او را نـدانـم دولـتـسـت ایـن یـا فـضـولکآن تـوانگر را چـو من مفلس خـریدار آمدسـت
تــا جـهـانـی خـلـق را چـون ذره سـرگـردان کـنـدآفـتــاب حــســن در رویـش پــدیـدار آمـدســت
دوست چون در نیکویی یکتـاست همچون آفتـابعاشقش زآن در عدد چون ذره بسیار آمدست
بــر چـنـو یـوسـف جـمـالـی سـوره آیـات حـسـنراست چون تـورات بـر موسی بـیکبـار آمدست
در مـیـان جــمـع خــوبــان یـار مـا(گــویـی مـگــر)در چـمـن طـاوس روحـانـی بــرفـتــار آمـدسـت
بــس کـلـهـداران دولـت را قــبــاهـا خــرقـه شــدتـا سـر این تـاج خـوبـان زیـر دسـتـار آمـدسـت
چـون عسـل جـانم بـیادش کام شـیرین می کندتـا نـبـات خـط بـر آن لـعـل شـکـر بـار آمـدسـت
هر کرا بـر لوح دل پیوست عشقش حرف خویشبـی زبـان وبی دهان چون خط بـگفتار آمدست
روح بـاغ مـیـوه عـشـق (اسـت)وهـمـت بـاغـبـانوین تـن خـاکی بـگردش همچـو دیوار آمدسـت
سـعدی از قدر تـو غافل بـود آن سـاعت که گفت(این تـویی یا سرو بـسـتـانی بـرفتـار آمدست)
سیف فرغانی سنایی شد بشعر و، نظم اوستنافـه مشـکی کـه از وی بـوی عـطـار آمدسـت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج