فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ٥٣٤: ای سعادت زپی زینت وزیبایی را

ای ســعــادت زپــی زیــنــت وزیــبـــایــی رابــافـتـه بـر قـد تـو کـسـوت رعـنـایـی راعـشـق رویت چـو مرا حـلـقـه بـزد بـر در دلشـوق از خـانه بـدر کـرد…

ای ســعــادت زپــی زیــنــت وزیــبـــایــی رابــافـتـه بـر قـد تـو کـسـوت رعـنـایـی را
عـشـق رویت چـو مرا حـلـقـه بـزد بـر در دلشـوق از خـانه بـدر کـرد شـکـیبـایی را
گر ببینم رخ چون شمع تو ای جان بیمستکآب چـشـمم بـکـشـد آتـش بـینایی را
ذرهـا گـر هـمـه خـورشـید شـود بـی رویـتنـبــود روز وشـب عـاشـق سـودایـی را
مـن شــوریـده ســر کـوی تــرا تــرک کــنـمگر مگس تـرک کند صحـبـت حـلوایی را
در دهـان طـمـعـم چـون تـرشـی کـنـد کـنـدلـب شـیرین تـو دنـدان شـکـر خـایی را
دهـن تــنـگ تــو چـون ذره در سـایـه نـهـاننفی کرده است زخود تهمت پیدایی را
صـبــر بــا غـمـزه غـارت گـرت افـگـنـد سـپـردفـع شـمشـیر کـند لشـکـر یغـمایی را
هـوس نـرگـس شــیـر افـگـن تــو در کـویـتبـا سـگان انس دهد آهوی صحـرایی را
بـهـرتـو گـوهـر دیـن تـرک هـمـی بـایـد کـردزآنـکـه تـو خـاک شـمـاری زر دنـیایی را
سعدی ار شعرمن وحسن تـو دیدی گفتـیغایت اینسـت جـمال وسـخـن آرایی را
سیف فرغانی چون شمع خیالش بـا تستچـه غم ار روز نبـاشـد شـب تـنهایی را
مـرد نـادان زغـم آسـوده بــود چــون کـودکخیز وچـون تـخـتـه بـشو دفتـر دانایی را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج