فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٥١٧: دلبرا من از شراب عشق مخمورم هنوز

دلـبــرا مـن از شـراب عـشـق مـخــمـورم هـنـوزچـون بـوصلم وعده دادی از چه مهجـورم هنوزدر ره عـشـقـت که دارد راهزن بـر چـپ وراسـتآنکـه از پـس بـود پـیش …

دلـبــرا مـن از شـراب عـشـق مـخــمـورم هـنـوزچـون بـوصلم وعده دادی از چه مهجـورم هنوز
در ره عـشـقـت که دارد راهزن بـر چـپ وراسـتآنکـه از پـس بـود پـیش افـتـاد ومن دورم هنوز
ای حـبـیب من مدد فـرمـا کـه اندر ره عـدوسـتوی طـبـیب من عـلاجـم کـن که رنجـورم هنوز
این زمان تـدبـیر کـارم کـن که هسـتـم در حـیاتوین زمان بـر من تـجـلی کن که بـرطـورم هنوز
آنکه بـا بـلبـل چـو گل بـا من درین بـاغ آمدسـتشـیره او می شـد وغـوره اسـت انگـورم هنوز
نحـل اسـتـعـداد هر کـس خـانه خـود پـر زشـهدکـرده ومـن طـالـب گـل هـمـچـو زنـبـورم هنـوز
زآتـش عشقت که دل را در جـوانی زنده داشتبـرف پـیری بـر سرم بـنشست ومحـرورم هنوز
هرگز از معـجـون پـند این درد سـاکـن کی شـودچـون بـلا در می کـنی در قـرص کـافـورم هنوز
بـر هلال حـال من خـورشید مهرت چـون بـتـافتبدر خواهم شد که افزون می شود نورم هنوز
مـرده هـجـرم بــوصـلـم زنـده خـواهـی کـرد بــازمـن درین خـاک از بـرای نـفـخ آن صـورم هنـوز
مـنـشـی دولـت مـرا مـنشـور وصـلـت تـازه کـردبـر درت موقـوف تـوقـیع اسـت مـنشـورم هنوز
چون صدف بهر تو دل در سینه پنهان داشتستسـلـک نـظـم چـون در و لؤلـوی مـنـثـورم هنوز
سـیف فرغانی زبـهر من بـدسـت لطـف خـویشدوسـت در نگشاد ومن در بـند دسـتـورم هنوز

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج