فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٥٠٩: بلبلم اما رسد بر لاله و گل ناز من

بــلــبــلـم امـا رســد بــر لــالـه و گــل نـاز مـندسـت گـلچـین می رود از کـار از آواز منرشـتـه ذوق گـرفـتـاری بـه بــالـم بــسـتـه انـدنـگـذرد از گـ…

بــلــبــلـم امـا رســد بــر لــالـه و گــل نـاز مـندسـت گـلچـین می رود از کـار از آواز من
رشـتـه ذوق گـرفـتـاری بـه بــالـم بــسـتـه انـدنـگـذرد از گـوشـه بــام قـفـس پــرواز مـن
جـوهرم را تـا بـه سـنـگ امـتـحـان زد کـوهکـنتـیشـه فـولـاد خـود را کـرد پـای انداز مـن
سـهل بـاشـد از فغـانم گر قفـس مجـمر شـودبـیضه چـون فانوس بـود از شـعله آواز من
همچو شاخ پر ثمر وقت است پشتش بشکنداز هجـوم عندلیبـان گوشه های سـاز من
تـا بـه دارالامن صلح کل رسیدم، کبـک مسـتخواب راحت می زند در چنگل شهباز من
صبـحم، اما چون شبـم در پرده پوشی ها مثلمــشــرق لــب را نـدانـد آفــتــاب راز مــن
سـر فرو نارد بـه شـاخ پـسـت طوبـی فطـرتـممی زند پـر در فـضـای لـامـکـان، انداز من

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج