فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 اردیبهشت 1403

شماره ٤: رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا

رفـتـم بـه راه صـفـت دیدم بـه کوی صـفـاچشم و چراغ مرا جائی ئشگرف و چه جاجـائی که هست فزون از کل کون و مکانجـائی که هسـت بـرون از وهم ما و شماصحـن سـرا…

رفـتـم بـه راه صـفـت دیدم بـه کوی صـفـاچشم و چراغ مرا جائی ئشگرف و چه جا
جـائی که هست فزون از کل کون و مکانجـائی که هسـت بـرون از وهم ما و شما
صحـن سـراچـه او صحـرای عشـق شـدهجـان های خلق در او رستـه بـه جـای گیا
از اشـک دلـشـدگـان گـوهـر نـثــار زمـیـنوز آه ســوخــتــگــان عــنــبــر بــخــار هـوا
دارندگـان جـمـال از حـسـن او بـه حـسـدبــیــنــنــدگــان خــیــال از نــور او بــه نــوا
رفتـم که حـلقه زنم پـنهان ز چـشم رقیبآمـد رقــیـب و ســبــک در ره گــرفــت مـرا
گفتـا بـه حضرت ما گر حـاجـت است بـگوگـفـتـم کـه هـسـت بـلـی امـا الـیـک فـلـا
هم خود ز روی کرم برداشت پرده و گفتای پــاسـبــان تــو بــرو، خــاقـانـیـا تــو درا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج