فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٤٨٦: رو نهان در دولت از اقبال محتاجان مکن

رو نـهـان در دولـت از اقـبــال مـحـتــاجـان مـکـنایــن در واکــرده را در بـــســتـــه از دربـــان مــکــنهسـت در عـین عـدالت آب جـان بـخـش حـیاتچـون س…

رو نـهـان در دولـت از اقـبــال مـحـتــاجـان مـکـنایــن در واکــرده را در بـــســتـــه از دربـــان مــکــن
هسـت در عـین عـدالت آب جـان بـخـش حـیاتچـون سـکـندر جـسـتـجـوی چـشـمه حـیوان مکـن
مـی تــوان از جـوع تــا جـسـم گـران را روح کـردروح را جــســم گــران از ســیـری ای نـادان مـکــن
از سـپـر انداخـتـن تـا می شـود مغـلـوب خـصـماز نــیــام قــهــر تــیـغ خــویــش را عــریــان مــکــن
صبـح را رخـسار خـندان از شفق در خون کشیدمـد عــمـر خــویـش کـوتــاه از لـب خــنـدان مـکــن
می گـدازندت بـه چـشـم شـور چـون مـاه تـمامهـمـچــو مــاه نـو قــبــول پــرتــو احــســان مـکــن
تــا نـگـردی خــوار در چــشــم عــزیـزان جــهـانیــوســف بـــی جـــرم را زنــهــار در زنــدان مــکــن
اختیار سر چو در دست تو ای سرگشته نیستزنـدگـی را صــرف در فــکـر ســر و ســامـان مـکـن
جـز خـمـوشـی درد بــی درمـان نـدارد چـاره ایشـکوه چـون بـی طـاقـتـان از درد بـی درمان مکـن
از نـظــر بــازی دل مــعــمـور مـی گــردد خــرابخـــانـــه ای را از بــــرای روزنـــی ویـــران مـــکـــن
در نظـر واکـردنی طـی مـی شـود عـمـر حـبـابتـکـیه ای بـی مـغـز بـر عـمـر سـبـک جـولـان مکـن
دل بـه دریا کرده را هر موج صائب ساحـل استدست چون شستی ز جان اندیشه از طوفان مکن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج