فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ٤٧٥: کسی که ازلب شیرین تو دهان خوش کرد

کسی که ازلب شیرین تـو دهان خوش کردبـبـوسه تـودل خویشتـن چو جـان خوش کردسزد که وقت مرا خوش کنی بدان رخ خوبکه گل بـر وی نکـو وقـت بـلبـلان خـوش کـرددهان…

کسی که ازلب شیرین تـو دهان خوش کردبـبـوسه تـودل خویشتـن چو جـان خوش کرد
سزد که وقت مرا خوش کنی بدان رخ خوبکه گل بـر وی نکـو وقـت بـلبـلان خـوش کـرد
دهان غـنچـه لـب و روی چـون گـلـسـتـانـتبـهاروار چـوگـل سـربـسـر جـهان خـوش کـرد
اگــرچــه وصــل تــو مأمـول مـا بــود لـیـکــنچـو غـافـلان بـامل دل نمی تـوان خـوش کرد
عـجـب مـدار مـرا گـر سـخـن شـود شـیرینکـه ذکـر شـهد لـب تـو مـرا زبـان خـوش کـرد
کـنـون کـه مـوسـم نـوروز گـشـت وبـاد بـهاروزیـد نـاگـه واطـراف بــوســتــان خــوش کـرد
گـلـسـت گـویـی طـالـع شـده زبــرج حـمـلستـاره یی که زمین راچـو آسمان خوش کرد
نــســیـم بــوی تــو آورد ومــا نــیـاســودیـمبـمرهم تـو جـراحـات خـسـتـگان خـوش کـرد
بــبـنـده گـفـت بـیـا کآن عـزیـز مـصـر جـمـالچو یوسف است که دل با برادران خوش کرد
رخ چـو ماه تـو منشور ملک خـوبـی داشـتخـط تـو بـرسـر منشـور او نشـان خـوش کرد
بــدوسـت گـفـتـم هـرگـز تـوان بــدرویـشـیدل رقــیـب گــدا روی او بــنــان خــوش کــرد
چـو گربـگان سـر سـفره کاسه می لیسـندکجـا تـوان دل سگ را بـاستـخوان خوش کرد
بـرای خـلق سـخـن گـفـت سـیف فـرغـانیبـشهد خـویش مگس کام دیگران خوش کرد

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج