فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 4 خرداد 1403

شماره ٤٦١: حلقه بر هر در چو خورشید سبک لنگر مزن

حـلقـه بـر هر در چـو خـورشـید سـبـک لنگر مزنتـا در دل می تـوان زد حلقه بـر هر در مزنهسـت بـا لـب تـشـنگـی حـسـن گـلوسـوز دگـرسـاغـر تـبـخـالـه را بـر …

حـلقـه بـر هر در چـو خـورشـید سـبـک لنگر مزنتـا در دل می تـوان زد حلقه بـر هر در مزن
هسـت بـا لـب تـشـنگـی حـسـن گـلوسـوز دگـرسـاغـر تـبـخـالـه را بـر چـشـمه کـوثـر مزن
می تـوان زد دسـت بـی مانع چـو در دامان شبدست چون بی حاصلان بر دامن دیگر مزن
شـکـوه از گـردون نـیلـی مـی کـنـد دل را سـیـاهمهر بـر لب زن، نفس در زیر خـاکستـر مزن
از تـهـیـدسـتـی مـکـن انـدیشـه، ای کـوتـاه بـیندر دل دریـا گــره بــر آب چــون گـوهـر مـزن
بـر نـیـایـد خـامـشـی بـا راز عـالـمـسـوز عـشـقمهر موم از سـادگـی بـر روزن مـجـمـر مزن
هـسـت در عـین عـدالـت آب جـان بـخـش حـیاتقطره در دریای ظلمت همچـو اسکندر مزن
سـاغـری کـز خـود بــرآرد مـی، تــرا آمـاده اسـتبـوسه بـا آن لعل میگون بـر لب ساغر مزن
خــامـشـی رزق تــو، گـفـتــارسـت رزق دیـگـرانتـا توان گل در گریبـان ریختـن، بـر سر مزن
بهر مشتی خون که صائب می شوی رزق زمیندسـت در دامان قاتـل در صف محـشر مزن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج