فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 4 خرداد 1403

شماره ٤٥٩: نیستی کوه گران، بر سیر پشت پا مزن

نیسـتـی کـوه گران، بـر سـیر پـشـت پـا مزندامــن خــود را گــره بــر دامــن صــحــرا مــزندر محیط آفرینش خوش عنان چون موج بـاشچون حبـاب از ساده لوحی خی…

نیسـتـی کـوه گران، بـر سـیر پـشـت پـا مزندامــن خــود را گــره بــر دامــن صــحــرا مــزن
در محیط آفرینش خوش عنان چون موج بـاشچون حبـاب از ساده لوحی خیمه بـر دریا مزن
یا مـرید سـرو و گـل، یا امـت شـمشـاد بـاشدست در هر شاخ همچون تاک بـی پـروا مزن
هر چه هر کس دارد از دریوزه دل یافته استتـا در دل مـی تـوان زد حـلـقـه بــر درهـا مـزن
مرغ دسـت آموز روزی بـی نیازسـت از طـلبدر تــلـاش ایـن شــکـار رام دســت و پــا مـزن
مـرد را گـفــتــار بــی کـردار رســوا مـی کـنـدپــنـجــه جــرأت نـداری آســتــیـن بــالــا مــزن
از نصیحـت کی شـوند اربـاب غفلت زنده دل؟آب بــی حــاصــل بــه روی صـورت دیـبــا مـزن
زهر قـاتـل را کـنـد اکـسـیر خـرسـندی شـکـرمشت خاکی گر رسد از دوست، استغنا مزن
صائب از خـاموشیت بـزم سخن افسرده شدبـیش ازین مهر خـمـوشـی بـر لـب گـویا مـزن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج