فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 مرداد 1403

شماره ٤٥٠: ای خواسته زلعل لب آن نگار بوس

ای خـواسـتــه زلـعـل لـب آن نـگـار بــوسبــی زر ز لـعــل یـار تــوقــع مـدار بــوسخوردم بـسی ترش چو ندیدم زبـخت شورمـن تـلـخ کـام از لـب شـیرین یـار ب…

ای خـواسـتــه زلـعـل لـب آن نـگـار بــوسبــی زر ز لـعــل یـار تــوقــع مـدار بــوس
خوردم بـسی ترش چو ندیدم زبـخت شورمـن تـلـخ کـام از لـب شـیرین یـار بـوس
گـر دسـت یابـم از سـر صـدق وصـفـا زنـمبـر پـای او چـو دامـن او صـد هـزار بـوس
رخ بــر بـسـاط خـاک نـهـم تـا بـمـن رسـداز پای اسبت ای شه چابک سوار بوس
در مـلـک پــنـج نـوبــه زنـم گــرمـرا شــودیکره میسـر از دو لب تـو سه چـار بـوس
آنـکـس کـه عـاشـقـانـرا در زیر لـب نـهـاندشـنـام مـی دهد نـدهد آشـکـار بـوس
بـوسی بـلابه میخوهم ازتو که خوش بـوداز غـم زده تـضـرع واز غـمـگـسـار بـوس
در بـاغ بـهر سـبـزه کـه مانند خـط تـسـتخـواهـد دهـان گـل زلـب جـویـبـار بـوس
نا خواسته بـبـوسه کرم کن که خوش بودبـی التماس بـخشش وبی انتظار بـوس
چون از لب تو نیست گر آن آب زندگیستچـون از دهـان مـرده نـیـایـد بـکـار بـوس
بـر جـای کاسـه بـرسـر خـوان وصال خـودخواهم که بهر من بـنهی بـر قطار بـوس
روزی کـه مـیهمـانـی عـشـاق خـود کـنیهریک بـرآسـتـانـت زننـد ای نـگـار بـوس
هرچند سیف را بـود ای محتـشم بـحسندریـوزه از لــبــان تــو درویــش وار بــوس
لب بـر دهان نهی نبـود در حـسـاب وصـلیا عـقـد دوسـتـی نبـود در شـمار بـوس

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج