فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٤٤٢: شده ام سپند حسنت وطنم میان آتش

شده ام سـپـند حـسـنت وطنم میان آتـشچـو ز تـیر تـسـت بـنده بـکـشـد کـمان آتـشچو بسوخت جان عاشق ز حبیب سر برآردچه بسوخت اندر آتش که نگشت جان آتشبـمسـوز …

شده ام سـپـند حـسـنت وطنم میان آتـشچـو ز تـیر تـسـت بـنده بـکـشـد کـمان آتـش
چو بسوخت جان عاشق ز حبیب سر برآردچه بسوخت اندر آتش که نگشت جان آتش
بـمسـوز جـز دلم را که ز آتـشـت بـه داغـمبــنـگـر بــه ســیـنـه مـن اثــر ســنـان آتــش
که ستـاره های آتـش سوی سوختـه گرایدکـه ز سـوخـتـه بـیابـد شـررش نشـان آتـش
غم عشق آتـشینت چو درخت کرد خشکمچـو درخـت خـشـک گردد نبـود جـز آن آتـش
خنک آنک ز آتـش تـو سمن و گلشن بـرویدکـه خـلیل عـشـق داند بـه صـفـا زبـان آتـش
که خلیل او بـر آتـش چـو دخـان بـود سوارهکـه خـلیل مالـک آمد بـه کـفـش عـنان آتـش
سحری صلای عشقت بـشنید گوش جـانمکـه درآ در آتــش مـا بــجــه از جــهـان آتــش
دل چـون تـنور پـر شد که ز سوز چـند گویددهـن پــرآتــش مـن سـخــن از دهـان آتــش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج