سر هر کس که گرم از بـاده منصور می گرددبـه چـشمش چـوب خـشک دار نخـل طور می گرددسـر دارالامان نیسـتـی گـردم، کـه هر موریدر آن مـهـمـانـسـرا هـمـکـاسـه ف…
| سر هر کس که گرم از بـاده منصور می گردد | بـه چـشمش چـوب خـشک دار نخـل طور می گردد |
| سـر دارالامان نیسـتـی گـردم، کـه هر موری | در آن مـهـمـانـسـرا هـمـکـاسـه فـغـفـور مـی گـردد |
| چه خواهد شد من افتاده را از خاک برداری؟ | کـف دسـت سـلـیـمـان پــایـتــخــت مـور مـی گـردد |
| مگـردان روی جـرأت از دم شـمشـیر نومیدی | کــه آه ســـرد آخـــر مــرهــم کـــافـــور مــی گــردد |
| شکر از تـلخکامان بـاز می گیری، نمی دانی | کــه تــنـگ شــکــرت آخــر نـصــیـب مـور مـی گـردد |
| کـمـان کـهـکـشـان از آتـش آهم مـلـایم شـد | کــمـان چــیـن ابــروی تــو کـی کـم زور مـی گـردد؟ |
| تماشای تـرا بـر هیچ کس غیر از تو نپـسندم | که گر این است حسن، آیینه چشم شور می گردد |
| اگـر یک لحـظـه از خـال لب او چـشـم بـردارم | ســویــدا در دل بــیــطــاقــتــم زنــبـــور مــی گــردد |
| بـه فکر دامن دشت عدم گاهی که می افتم | بــه چــشــمـم چــار دیـوار عـنـاصــر گـور مـی گـردد |
| تـلاش بـزم بـی کـیفـیت گردون مکـن صـائب | کـه جــای جـام مـی آنـجـا سـر مـخـمـور مـی گـردد |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











