فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٤٤١: ساقیا بی گه رسیدی می بده مردانه باش

ساقیا بی گه رسیدی می بده مردانه باشسـاقـی دیوانـگـانی همـچـو مـی دیوانـه بـاشسر بـه سر پـر کن قدح را موی را گنجا مدهوان کز این میدان بـترسد گو بـرو در…

ساقیا بی گه رسیدی می بده مردانه باشسـاقـی دیوانـگـانی همـچـو مـی دیوانـه بـاش
سر بـه سر پـر کن قدح را موی را گنجا مدهوان کز این میدان بـترسد گو بـرو در خانه بـاش
چون ز خود بـیگانه گشتی رو یگانه مطلقیبـعد از آن خواهی وفا کن خواه رو بـیگانه بـاش
درهـای بـاصـدف را سـوی دریـا راه نـیسـتگـر چـنـان دریات بـاید بـی صـدف دردانـه بـاش
بـانگ بـر طوفان بـزن تا او نبـاشد خیره کششمع را تهدید کن کای شمع چون پروانه باش
کاسه سـر را تـهی کن وانگهی بـا سر بـگوکای مبـارک کاسه سـر عشق را پـیمانه بـاش
لـانه تـو عـشـق بـودسـت ای همای لـایزالعشـق را محـکم بـگیر و سـاکن این لانه بـاش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج