فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 10 خرداد 1403

شماره ٤٢٨: نگاری را که می جویم به جانش

نگاری را که می جویم بـه جـانشنــمــی بــیـنــم مــیـان حــاضــرانــشکجـا رفت او میان حـاضران نیستدر این مـجـلـس نمـی بـینم نشـانشنظـر می افـکنم هر سـو…

نگاری را که می جویم بـه جـانشنــمــی بــیـنــم مــیـان حــاضــرانــش
کجـا رفت او میان حـاضران نیستدر این مـجـلـس نمـی بـینم نشـانش
نظـر می افـکنم هر سـو و هر جـانـمـی بــیـنـم اثــر از گــلــســتــانـش
مـسـلـمـانـان کـجـا شـد نامـداریکـه می دیدم چـو شـمـع اندر میانش
بگو نامش که هر کی نام او گفتبــه گـور انـدر نـپـوسـد اسـتـخـوانـش
خـنک آن را که دسـت او بـبـوسیدبـه وقـت مـرگ شـیرین شـد دهانش
ز رویش شـکـر گـویم یـا ز خـویشکـه کـفــو او نـمـی بــیـنـد جــهـانـش
زمینی گر نیابـد شکل او چـیستکه می گردد در این عشق آسمانش
بـگـو الـقـاب شـمس الـدین تـبـریزمـدار از گـوش مـشــتــاقـان نـهـانـش

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج