فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 31 اردیبهشت 1403

شماره ٤٢٤: دل مدام از خط و زلف یار می گوید سخن

دل مـدام از خـط و زلـف یار می گـوید سـخـنهر که سودایی شود بـسیار می گوید سـخـننیسـت مانع چـشـم او را خـواب ناز از گفتـگوآنچـنان کـز بـیخـودی بـیمـار م…

دل مـدام از خـط و زلـف یار می گـوید سـخـنهر که سودایی شود بـسیار می گوید سـخـن
نیسـت مانع چـشـم او را خـواب ناز از گفتـگوآنچـنان کـز بـیخـودی بـیمـار می گـوید سـخـن
در صـف آزاد مـردان کـمـتـرسـت از جـوز پــوچهر سبـک مغزی که از دستـار می گوید سخن
پـیش رخـسـاری که می لغزد بـر او پـای نگاهساده لوح آن کس که از گلزار می گوید سخن
بـا پـشـیـمـانـی نـگـردد قـدرت گـفـتـار جـمـعنیست نادم هر که ز استـغفار می گوید سخن
هـر کـه گـرد حـرف حـرف خـود نـگـردد بـارهـاگر بـود مرکـز، کـه بـی پـرگار می گوید سـخـن
مـی کـنـد نـزدیک راه عـیبـجـویـان را بـه خـودکـارپــردازی کـه دور از کـار مـی گـویـد سـخـن
نـیـسـت سـاحــل را ز راز سـیـنـه دریـا خـبــروای بـر مستـی که بـا هشیار می گوید سخن
می کند ناقص عـیاری های خـود را سـکه دارکـامـلـی کـز درهـم و دینـار مـی گـوید سـخـن
عقل میدان سخن بر عاقلان کرده است تنگورنـه مـجـنـون بـا در و دیوار مـی گـوید سـخـن
مـی شـود کـوتـه بـه انـدک روزگـاری عـمـر اوهر که صائب چون قلم بـسیار می گوید سخن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج