تــا بــعـقـل ورای خـود در راه تــو نـنـهـیـم پــایطـفل بـی تـدبـیر بـاشـد در ره تـو عـقل و رایعـاشـق ثـابـت قـدم را بـر سـر کوی تـو هسـتملک شاهان زیر…
| تــا بــعـقـل ورای خـود در راه تــو نـنـهـیـم پــای | طـفل بـی تـدبـیر بـاشـد در ره تـو عـقل و رای |
| عـاشـق ثـابـت قـدم را بـر سـر کوی تـو هسـت | ملک شاهان زیر دسـت وچـرخ گردان زیر پـای |
| عــاشــق روی تـــرا دنــیــا نــگــر دانــد بـــخــود | همچـو مغـناطـیس آهن جـذب نکـند کـهربـای |
| عـاشـق رویـت کـه در دنـیـا نـیـابـد نـان درسـت | از دل اشـکـســتــه داردلـشـکـر عـالـم گـشــا |
| مقـبـلی را کز جـهان بـر عـشـق تـو اقـبـال کـرد | هست دولت داعی وبخت و سعادت رهنمای |
| پــرتــو او جــمـلـه را در خـور بــود چــون آفـتــاب | سـایه او بـر همه میمون بـود همچـون همـای |
| حـاصـل عـالـم چـه بــاشـد؟عـاشـقـان روی تــو | مـیوه بـاشـد مـعـنی اشـکـوفـه صـورت نمـای |
| شوق چـون غالب شود عاشـق بـرون آید زخـود | زلزله چـون سـخـت بـاشـد کوه درگردد زجـای |
| بــهـر بــار عـشـق ار از گـاوزمـیـن اشـتـر کـنـی | بـر سـر گـردون نهی اشـتـر بـنالـد چـون درای |
| شـعـر مـا را نظـم بـخـشـد عـشـق تـو مانند در | بــاد را آواز ســازد مـطــرب مــا هـمـچــو نـای |
| سیف فرغانی اگر حاجت خوهی از غیر دوست | آنچـنان بـاشد که حـاجـت از گدا خواهد گدای |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











